عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )

172

اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

و چندين حقوق تو بر دين ثابت شد . عمر گفت : هيهات ! هيهات‌يابن عبّاس ! راضي شدم كه دنيا و مافيها را بدهم و از عذاب خدا خلاصي يابم ، و هنوز هيچ نكرده باشم . و هم در فتوح ابن اعثم كوفي و وي از جمله علماي اهل سنّت است آمده كه چون عمر در سكرات موت افتاد و اشراط و علامات مرگ بر وي ظاهرشد از اين نوع ميگفت ، و روي به پسر خود عبداللّه كرد و گفت : لو رأيت أباك يقاد الى النار ، أتفدنيه ؟ قال : نعم بجميع طارفى و طالدى . [ در فتوح چاپى : يا بنيّ ! لو أنّك رأيت غدا أباك يقاد إلى النار أما تفديه ؟ فقال عبد الله : بلى بجميع ما ملكت من طارف و تالد : 2 / 329 ] يعني اگر تو ببيني كه پدر تو را كشند و به آتش دوزخ برند تو او را باز خري . عبداللّه عمر گفت : آري . مجموع مال خود ، از نو و كهنه مىدهم و تو را بازخرم ، و به دو گواه عدل از سنّيان روشن شد كه آن بشارت به جهنّم است نه به جنّت . گواه سيّم در كتاب فعلت فلاتلم همچنين آمد هم از عمر و هم از ابوبكر با چند مزيد كه وي كرده است ، و من آن باب در كتاب كامل در سقيفه گفته‌ام به بسط تمام ، اما تفديه او چنان است كه حقّ تعالي گفت : إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِلْءُ الْأَرْضِ ذَهَباً وَ لَوِ افْتَدى بِهِ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ ( آل عمران : 91 ) يعني : به درستي كه آن كساني كه كافر شدند و بمردند و كافر بودند ، از هيچ يك از ايشان قبول نكنند روز قيامت . اگر مجموع زمين پر از زر سرخ بدهد و خواهد كه خود را باز خرد ، و ايشان را عذابي دردناك باشد . و از روايت خصم ، رُبع قرآن و سي و سه هزار حديث در حقّ علي و اهل بيت او آمده ، و ايشان اين جمله طرح كردند فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ ( آلعمران : 187 ) چگونه مستحق بهشتند ؟ و اگر عثمان بود ، چنان كه سنّيان گويند ، عمار را بزد و وي از جمله مبشّره بود ، و ابوذر را از شهر براند كه حبيب رسول بود ، و مروان حكم - لعنه اللّه - را كه طريد رسول بود ، بازخواند ، و چند اجزاي